برک ۱۲ اسفند - کشکولهای وبلاگنویسی
برک امروز اختصاص داره به بحث وبلاگنویسی چرا که پیرو پست قبلی یعنی برک ۸ اسفند در مورد یک پزشک صحبت کردم و مصاحبه علیرضا مجیدی رو هم که دیگه جایی پیدا نمیشه رو هم منتشر کردم و اینکه برای خود آقای مجیدی هم کامنت گذاشتم و خودشون هم اومدن اون پست رو دیدن و کامنت گذاشتن و در ادامه هم من رفتم در یک پزشک بیشتر در مورد راز این ۲۰ و خوردهای مداول وبلاگنویسی، مطالعه کنم که به پستهای ترجمه شده و تالیفی خوبی هم رسیدم که دوست دارم اینجا نظراتم در مورد این پستها رو اینجا با شما به اشتراک بذارم، امید که به شما هم مثل من کمک کنن.
چگونه یک سایت یا وبلاگ را برای بیش از دو دهه زنده نگه داریم؟
برای اولین پست، این پست رو انتخاب کردم چرا که این پست نکات واقعا کلیدی رو بیان میکنه. به نظرم نداشتن برنامه مالی و تقویم محتوایی و انتشار منظم پستها برای وبلاگ یا رسانهای که میخواد سالهای سال به فعالیتش ادامه بده یک باید هست وگرنه به مرور زمان انگیزه کم میشه، مشکلات بیشتر میشن و وقتی استراتژی مشخصی برای مواجهه با مشکلات آینده نداشته باشیم، وبلاگ ما هم مثل هزاران و شاید میلیونها وبلاگ دیگه چراغ یا ستارهاش خاموش بشه و تبدیل به یک آرشیو متروکه از محتوا بشه. یک نکتهی دیگهای هم که توی این پست برام خیلی جالب بود این بود که میگه «سایتهایی که در برابر تغییر مقاومت کنند، از بین خواهند رفت».
دنیای اینترنت همیشه در حال تغییر است و الگوریتمهای گوگل، رفتار کاربران، فرمتهای محتوا و فناوریهای وب دائماً در حال تکامل هستند. سایتهایی که فقط روی روشهای سنتی جذب ترافیک و مدلهای قدیمی کسب درآمد تمرکز کنند، دیر یا زود دچار مشکل خواهند شد.
این نکته خیلی توی وبلاگستان و وبلاگهایی که میبینم مشهوده برام. نمیخوام به سلیقه و نظر دوستانم خرده بگیرم، تنها مشاهداتم رو میگم که یک دورهای ما چقدر درگیر این بودیم که بریم تلگرام، یا نریم! یا اصلا استفاده از اینستاگرام انگار یک سفر بی بازگشت بود. خب حق میدم بعضی از ما هدفمون این نبود که برای دو دهه وبلاگنویسی کنیم، خیلی از ما فقط شنیدیم که وبلاگنویسی هست و اومدیم ببینیم چی هست و بعد اینستاگرام اومد یک سری رفتن و بعد تلگرام و اونهایی که واقعا میخواستن وبلاگنویسی کنن موندن. ولی وبلاگنویسی یا یک رسانه داشتن یک کار تک کاناله که نیست، توی این مقاله خیلی خوب به این نکات اشاره شده واقعا.
🔗 لینک پست 🚀
دوره طلایی وبلاگنویسی چه زمانی بود و آیا هنوز وبلاگنویسی ارزش دارد؟
واقعا یادش بخیر، دوران طلایی وبلاگنویسی، یک دورانی بود که همه جور آدمی وبلاگ داشت، مثلا من یادمه از سیاستمدارها مثل آقای ابطحی وبلاگ داشتن تا دانشجوها و فروشندهها و هر کسی میخواست توی اینترنت حضور داشته باشه و صدایی از خودش داشته باشه، یک وبلاگ داشت. خب چالشهای خاص خودش رو هم داشت و اتفاقات زیادی این بین افتاد اما از نکات جالب این مقاله میخوام بگم.
به نظرم ظهور وردپرس و بلاگر واقعا در گسترش وبلاگنویسی نقش واقعا بزرگی داشت، تا یک زمانهای هر کسی نمیتونست وبلاگ داشته باشه، ولی دیگه بعد از وردپرس و ساده سازی بستر وبلاگنویسی بود که پرشین بلاگ و کم کم بلاگفا و میهن بلاگ و در آخر هم بیان ظهور کردن. همچنین در این پست در مورد تفاوت وبلاگنویسی با فعالیت در شبکههای اجتماعی هم صحبت میکنه که خیلی خوب تفاوت این دو رو روشن میکنه که اصلا جنس محتوا در وبلاگ و شبکههای اجتماعی به صورت ساختاری تفاوت دارن و از هم تمایز پیدا میکنن.
🔗 لینک پست 🚀
بهترین سرویسهای رایگان وبلاگنویسی در حال حاضر کدامها هستند؟
خب این روزها زمزمهی فروش بلاگ به گوش میرسه و هر کدوم ما به شکلی نگران شدیم که به هر صورتی اگر روزی تصمیم بر این شد که از بلاگ بیانمون مهاجرت کنیم، برای ادامه وبلاگنویسی چه پلتفرمهای رایگان دیگهای وجود دارن که میتونن میزبان ما باشن. البته مشکل همهی این سرویسها این هست که ما نمیتونیم به صورت مستقیم و راحت آرشیو پستها و کامنتهامون رو منتقل کنیم اما به هر حال شناختن این سرویسها شاید کمکی به انتخاب شما بکنه.
اگر بخوام به این لیست سرویسهای دیگری رو اضافه کنم اون سرویسها میتونن ویرگول، بلاگفا، بلاگ اسکای و دامنهی شخصی با وردپرس باشن.
البته خودم هم در این فکر بودم که یک سرویس مدرن وبلاگنویسی رو توسعه بدم که امکان انتقال پستها رو به سادگی داشته باشه ولی به دلیل حجم کاری بالا و هزینهی بالایی که ممکنه داشته باشه، یک نمونهی اولیه از این سرویس رو شاید بسازم تا در انتها اگر راهکار دیگری نداشتیم، خودمون یک محیط رو با همکاری هم برای ادامه بلاگ توسعه بدیم.
🔗 لینک پست 🚀
تجدید خاطرهای با وبلاگستان – اسکرین شاتهایی از برخی از وبلاگهای قدیمی خوب
این پست واقعا برام جذاب بود مخصوصا قسمت اولش. در این پست علیرضا مجیدی ۷ دلیل برای فروریختن وبلاگها نام برد که با خیلیهاشون موافقم. مخصوصا با اون قسمت گوگل ریدر یا همون گودر. به نظرم یکی از چیزهایی که جامعه وبلاگنویسها بهش نیاز داره همین بحث نزدیکی وبلاگها به هم هست. اینکه بتونیم وبلاگها رو یک جا و منسجم دنبال کنیم و اینکه بتونیم وبلاگهای مورد علاقه خودمون رو جدا کنیم و وبلاگها رو ورای سرویسی که در اون میزبانی میشه مثل بیان یا بلاگفا یا دامنه شخصی، فقط و فقط به خاطر محتوا و کیفیت پستی که مینویسه دنبال کنیم.
من در حال حاضر روی ساخت سرویسی دارم کار میکنم که اسمش رو گذاشتم پستـینا که هدف این سرویس اینه که وبلاگها رو به هم نزدیک کنه. در قدم اول میخوام در قالب کانال تلگرامی و ربات تلگرامی امکان ثبت وبلاگ و ارسال آخرین پستها در کانال واحدی رو ایجاد کنم و در فاز دوم در این فکرم که گسترش بدم سرویس رو یک وبسایت و اپلیکیشن موبایل برای سرویس بسازم و امکان شخصی سازی وبلاگها رو ایجاد کنم.
نکتهی جذاب دیگهی پست هم اسکرین شات وبلاگهای باحال قدیمی بود که بعضیهاشون رو دنبال میکردم و کلی خاطره رو برام زنده کردن.
🔗 لینک پست 🚀
🎁 امیدوارم وارد لینک پستها بشین و از خوندنشون مثل من لذت ببرین. 💡 اگر از کشکول نویسی خوشتون میاد توی کامنتها برام بگین تا در آینده کشکولهای بیشتری با موضوعات مختلف دیگری اینجا منتشر کنم 🎊