postina logo پستینا | وبلاگخوان فارسی

گات ۱۱ تیر ۱۴۰۵

تا به حال دقت کردید که زمان بدون توقف در حال حرکت است؟! منظورم دانستن این موضوع نیست که زمان بدون توقف ادامه پیدا می‌کند، درک و لمس این است که هر چه که ما فکر کنیم، انتخاب کنیم، تلاش کنیم یا تلاش نکنیم، همدیگر را دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، برای زمان ما که در گذر است، هیچ و هیچ اهمیتی ندارد. زمان به این نگاه نمی‌کند که شما کاری برایتان پیش آمده یا مریض شدید یا بدشانسی آوردید، هر چه که می‌خواهد بشود شما چند سال دیگر به ۲۰ سالگی و بعد ۳۰ سالگی و تا نهایت زندگی پیش می‌روید. زمان برایش مهم نیست شما آدم خوبی هستید یا آدم بدی هستید. به بقیه کمک می‌کنید یا کمک نمی‌کنید و این رفتار زمان برای همه یکسان است. چه برای حشره‌ای مثل مگس و چه برای درخت سکویا.
شاید بگویید زمان برای یکی کندتر میگذرد و برای یکی دیگر زودتر می‌گذرد و فرصت همه با هم که یکسان نیست اما حتی همین موضوع هم برای زمان اهمیتی ندارد. زمان حرکت می‌کند و تمام این خوبی‌ها و بدی‌ها و فرصت‌ها، تنها برای ما، مهم هستند. هر چقدر می‌خواهید بگویید در جوانی من این شد و آن شد. کرونا آمد، جنگ شد، تورم آمد و هر چه که بگویید برای دنیا هیچ اهمیتی ندارد. تنها برای خودمان مهم است. اگر این موضوعات را بهانه‌ای برای ناامید شدن بکنید، زمان می‌رود، اگر بهانه نکنید و ادامه دهید و بهتر شوید باز هم زمان می‌رود اما تفاوت در این است که آنچه برای من مهم است یعنی فرصت باقیمانده را از دست نمی‌دهم. برای دنیا و مردمانش زندگی نکنید، برای خودتان و آنچه که برایتان و به نظرتان مهم است زندگی کنید، باقی‌اش اهمیتی ندارد.

تحلیل | بعد از سی سالگی کمتر متعجب می‌شوم 🔮

جوان‌تر که بودم، دیدن کامپیوتر مرا به وجد ‌می‌آورد. مانیتور خاصی که داشت، کارهای خاصی که انجام میداد. دیدن یک اتومبیل مرا متعجب می‌کرد. دیدن یک پدر که همسر و چندین فرزند داشت برایم تعجب‌آور بود که چطور پول در می‌آورد و از خانواده مراقبت و نگهداری می‌کند یا اینکه چطور توان قبول این مسئولیت را دارد. انتظار برای آینده برایم هیجان انگیز و بسیار امیدوار کننده بود. نحوه‌ی شوت زدن یا بازی فوتبالیست‌های بزرگ برایم جذاب بودند.
تا همین چند سال پیش هم برایم زندگی موضوعات جذاب کمی نداشت اما به یک دفعه روندها برایم تکراری شد. دیگر آدم‌ها و اتفاقات برایم آشنا هستند. امروز اگر یکی سرم کلاه بگذارد چندان ناراحت یا متعجب نمی‌شوم، چون می‌دانم و لمس کردم که دنیا چقدر بی‌رحم است. امروز جنازه‌ی یک حیوان را کنار جاده ببینم چندان تعجب نمی‌کنم. یا دیدن یک برنامه‌نویس بزرگ یا فوتبالیست بزرگ از نزدیک دیگر برایم اهمیت چندانی ندارد. و این‌ها چیزهایی بودند که تا همین اواخر مرا متاثر می‌کردند.
انگار زندگی نوعی سیکل یا دوره‌های زمانی خاصی دارد مثل ساعت. ساعت یک دروش ۶۰ دقیقه دارد و بعد از پایان ۶۰ دقیقه دیگر ساعت یک نیست. حالا وارد ساعت ۲ می‌شویم. چیزی شبیه به سیر شدن. اگر دقت کنیم، دنیا پر از الگوهای تکراری است، ابتدا وقتی گرسنه هستید، آنقدر شوق خوردن غذا را دارید که شاید در نگاه یک انسان سیر باور کردنی نباشد، اما همین که سیر شدید و نیاز بدن رفع شد، دیگر حتی شاید بخواهید غذای اضافه را دور بریزید.

تحلیل | وبلاگنویسی هنر آینده 🎨

وبلاگنویسی به معنای واقعی است که در آینده و حتی حال حاضر اهمیتی بالایی پیدا می‌کند. در حقیقت وبلاگنویسی توانایی نوشتن و ارائه‌ی مناسب افکار، نیازها‌ و ایده‌های ما به فرد یا افراد دیگر است. افرادی که کوتاه نویسی می‌کنند را در این طبقه‌بندی قرار نمی‌دهم. افرادی که توانایی باز کردن مساله و ارائه درست و مناسب افکارشان را دارند، در آینده به خوبی می‌توانند آن‌ها را تبدیل به واقعیت کنند.
امروزه می‌دانید که ابزارهای هوش مصنوعی با قابلیت درک ماشین و درک زبان طبیعی می‌توانند از طریق کلمات و نوشتار و گفتار با ما ارتباط برقرار کنند و کسانی می‌توانند بهتر و بهتر از این ابزارها استفاده کنند که توانایی وبلاگنویسی خوبی دارند و می‌توانند افکار و ایده‌های خود را با جزئیات، مرحله به مرحله و دقت خوبی به مخاطبشان که حالا هوش مصنوعی است انتقال دهند و آن‌ها را به درستی در مسیری که می‌خواهند به کار ببرند.

تحلیل | دیدن نداشتن گوگل و چت جی پی تی 📱

تقریبا همه‌ی ما هر روز که بیدار می‌شویم به راحتی نفس می‌کشیم و دنیا را با چشمانمان می‌بینیم. اما همین که مدتی این توانایی‌ها و یا امکاناتی که به صورت جاسازی شده در وجودمان نهفته شده را از دست بدهیم، به عنوان مثال اتفاقی برای دستمان بیوفتد و خدایی ناکرده دستمان بشکند و برای دو ماه با یک دست زندگی کنیم. تا پایان عمر از داشتن آن یک دست دیگر که درست کار می‌کند لذت می‌بریم و ارزشش را می‌دانیم و نگاهمان با کسی که اصلا چنین تجربه‌ای را نداشته، متفاوت خواهد بود.
حالا همین را به نداشتن موتور جستجوی گوگل تعمیم بدهیم. دنیایی را تصور کنید که برای پیدا کردن معنای یک کلمه باید کتاب دیکشنری بخرید. صفحه به صفحه جستجو کنید تا معنای یک کلمه را پیدا کنید. برای یک پسر یا دختر دهه هشتادی یا نودی شاید اصلا قابل درک نباشد. چرا که از کودکی تا به الان با موبایل و اینترنت و تلویزیون بزرگ شده و ارزش داشتن این امکانات را نمی‌داند و خیلی از مواقع نمی‌داند که چقدر می‌تواند در یادگیری و پیشرفتش موثر باشد. بیشتر مواقع به عنوان یک چیز عادی از کنارش می‌گذرد و یک جستجو می‌کند و خداحافظ تا یک کلمه‌ی دیگر ببینیم و حال جستجو داشته باشم تا بیایم سراغت.
اما اگر شما ارزش این امکانات را بدانید و دارای هدفی در زندگی باشید، همین داشتن اینترنت و گوگل گویی شما را به منبع علم و دانش و پیشرفت متصل می‌کند و ساعت‌ها و ساعت‌ها برای یادگیری و پیشرفت در زندگی از آن استفاده می‌کنید و روی توانایی‌ها و رشد کسب و کارتان از آن استفاده خواهید کرد.

برچسب‌ها
چت درباره من تماس آرشیو جعبه ابزارها آسمانی ساز گروه تلگرام موزیک‌ها برنامه وبلاگ TinyMCE کانال یوتیوب کانال آپارات