گات ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
هفتمین هفته از سال هم رسید و ما همچنان بدون دسترسی به اینترنت در حال ادامه دادن هستیم. دوستان گفتند که عادت میشه اما هنوز هم نداشتن اینترنت برای من یکی که عادت نشده. راستش برای قطع اینترنت آماده بودم، یعنی سالهاست که به اینترنت کُند عادت داشتم، از همان سالهای اینترنت دایلآپ یا کارتی همیشه سعی میکردم که در جایی محتویاتم را ذخیره کنم اما آیا مگر میشود کل اینترنت را جایی ذخیره کرد؟ یا جاگزین کرد؟ اصلا مگر میشود کل دنیا را جایگزین کرد! نمیدانم این شرایط تهدیدآمیز که دست آویز مسئولان برای قطع اینترنت شده، چه زمانی به پایان میرسد ولی میدانم که سالهاست اینترنت در حال محدود و محدودتر شدن برای ما بوده. به یاد دارم روزهایی که در دانشگاه نمیدانستیم اصلا فیلترشکن چیست و از فیسبوک استفاده میکردیم. هیچ سایتی بسته نبود اما همین که وارد دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شدیم، همه چیز انگار با صفات بد و مضر خود بر این کشور سرازیر شد. تحریمها تشدید شد، دسترسی به سایتهای اینترنتی محدودتر شدند و تا به امروز.
بعضی مواقع با خود میگویم که اگر کسی با فرض اینکه ماشین زمان دارد، به آن دوران بر میگشت و جلوی ریاست جمهوری آقای احمدینژاد را میگرفت، ما به این روز میرسیدیم یا خیر؟ هر چقدر هم که خواستم مثبت اندیش باشم، نمیشود، ما در نهایت به این روز میرسیدیم چرا که دسترسی آزاد به اینترنت برای دولت ما گویا تهدیدی امنیتی است و در نهایت نمیشود همه چیز را سر آقای احمدی نژاد خالی کرد.
تحلیل | خلق و خوی خاص برنامه نویسان ⌨️
روزی با یکی از دوستان فعال در حوزهی منابع انسانی هم صحبت شدم. وقتی متوجه شد که من برنامهنویس هستم گفت که اگر میدانستم برنامهنویس هستی شاید با تو هم کلام نمیشدم. دلیلش را جویا شدم و متوجه تفاوت خاص عموم قشر برنامهنویسان با دیگران شدم. میگفت ما در تیم خودمان وقتی که با برنامهنویسها سر و کار داریم عزا میگیریم چرا که نمیتوانیم با برنامهنویسها ارتباط مناسبی برقرار کنیم. درست جواب سوالاتمان را نمیدهند، زود ناراحت میشوند از آدم و معمولا افراد درونگرایی هستند و خیلی به جزئیات دقت میکنند. عملا مصاحبه با برنامه نویسها قسمت سخت کار ما هست.
راستش را بخواهید با دوستمان موافق هستم. برنامهنویسها عموما ارتباط اجتماعی خوبی ندارند ولی از آن طرف ارتباط کامپیوتری خوبی دارند. با کامپیوتر خوب صبحت میکنند. با ویرایشگر متنشان راز و نیازهای خاص خودشان را دارند و دسکتاپ کامپیوترشان، دفتر کار مورد علاقهی آنهاست. به نظرم یکی از دلایل مهم این خلق و خوی خاص، زمان زیاد گذران زندگی ما پشت کامپیوتر باشد. محل کار برنامهنویسها پشت کامیپوتر است. مخاطب نوشتهها و حرفهای برنامهنویسها کامپیوتر است و اگر شما برنامهنویس ماهری باشید و رزومهی خوبی داشته باشید، عموما بیشتر زندگی خودتان را پشت کامپیوتر گذراندهاید و کمتر با آدمهای دیگر صحبت میکنید و ارتباط میگیرید.
اما هر قشری در جامعه خلق و خوی خاص خود را دارد و این به نوع و شرایط کاری آنها وابستگی مستقیمی دارد. پس این بار که با یک برنامهنویس روبرو شدید، از رفتارش تعجب نکنید، ما هم انسان هستیم.
گزارش | انیمیشن کوتاه One Small Step 👩🚀
این هفته یک انیمیشن کوتاه هفت دقیقهای به نام one small step یا یک قدم کوچک دیدم که خیلی معنادار بود و من را به فکر فرو برد. هم پدر بودن در آن به خوبی به تصویر کشیده شده بود و آموزش داده شد و هم ناامید نشدن و ادامه دادن و همهی اینها در ۷ دقیقه به تصویر کشیده شده بود. در این انیمیشن کودکی به تصویر کشیده شده که با دیدن فضانوردها و فضاپیمای شاتل چشمانش برق میافتد و علاقهی خاصی از خود نشان میدهد و پدری که حمایتش میکند و در حد توان مالی خودش، کودکش را برای رسیدن به آرزوی کودکانهاش یاری میکند. دیدید اکثر بچهها با چه شوق خاصی به کارهای به قول معروف «باحال» علاقه نشان میدهند؟! مثلا بسیاری از کودکان از کریستیانو رونالدو خوششان میآید و یا قهرمانهای دیگر، اما چه میشود که بسیاری از ما در بزرگسالی به این حال و روز ناامیدی و غمگینی میرسیم؟ آیا پدر همهی ما درست از ما حمایت نکرد؟! یا خودمان ناامید شدیم و حال روز کشورمان به این روز افتاده است ...
