گات ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
بعد از هفتهها جنگ و بمباران و خبرهای دردناک و عجیب و گوناگون، این هفته خبری از بمب و صدای انفجار نبود اما استرس و خبرهای برگشت آن هم کم نبود. اینترنت همچنان قطع شده باقی ماند و کسب و کارهای اینترنتی قربانی تصمیمات سیاستمدران شدند. قطع اینترنت همانند بسته شدن جادهها میماند. وقتی جادهها بسته باشند دیگه رفت و آمد انسان غیر ممکن خواهد شد. گردش مالی از بین خواهد رفت، چرخه تامین کالا از بین خواهد رفت و دیگر حتی مشتریان آن کسب و کار نمیتوانند به مغازهها سر بزنند تا خریدی انجام دهند و عملا ماهها و سالها تلاش بسیاری به همین راحتی از بین رفت. هر کدام از این انسانها برای ساختن آینده خود و خانواده خود تلاش میکردند، امید داشتند و پیشرفت میکردند. شاید نمیدانستیم داشتن امنیت اینگونه برایمان تمام میشود.
گزارش تحلیل | غیرفعال کردن وبلاگ فرهان در بلاگیکس ⚖️
هفتهی قبل مطلع شدم که وبلاگ دوستمان فرهان به نشانی farhanwd.blogix.ir را غیرفعال کردند. این عمل از طرف تیم مدیریت و نگهداری سرویس بلاگیکس انجام شده و بدون هیچ اخطار قبلی این وبلاگ را بستند. جالب اینجاست که هر کسی کار عجیبی میخواهد بکند میگوید که «من که گفتم» و در پیام نمایش داده شده در صفحهی غیرفعال شده عنوان شده که خلاف قوانین بلاگیکس عمل کرده و به همین دلیل غیرفعال شده و حالا فرهان در نشانی news.webha.blog تصمیم گرفته که بنوشتن ادامه دهد.
وبلاگ فرهان بیشتر پیرامون آپدیتها یا آخرین بهروزرسانیهای پروژهی وبها که سرویس جدید وبلاگنویسی هست، پستهایی منتشر میکرد و وقتی وارد صفحهی قوانین بلاگیکس میشوید بندی در رابطه با این موضوع وجود ندارد که بیان کند وبلاگها حق انتشار پستهایی در مورد یا تبلیغ سرویس وبلاگدهی جدیدی را بکنند اما یک بند جالب و مشهور دارد که میگوید: «بلاگیکس این حق را دارد تا بدون اطلاع قبلی این قرارداد را تغییر دهد و کاربران موظف به بررسی و قبول آخرین قوانین خواهند بود.» یعنی به زبان ساده «هر چیزی که ما میگوییم و کاربر حقی در این سرویس ندارد و هر چیزی هم که به عنوان قانون نوشته شده ممکن است هر لحظه تغییر کرده و شما بر هیچ قانونی هم نمیتوانید استناد کنید و فقط باید تابع ما باشید.».
به واقع خواندن قوانین هر سرویسی برای همهی کاربرها نیاز هست اما انگار ما در کشوری زندگی میکنیم که حق انتخاب نداریم یا اصلا اهمیتی ندارد. حقوق کاربر، حقوق شهروند و حق آزادی بیان اصلا اهمیتی ندارد. این عمل بلاگیکس مصداق واقعی انحصار طلبی هست. اگر بلاگیکس سرویس مناسبی داشت، تا این حد نگران دیده شدن و رقابت و ظهور سرویس دیگری که هنوز حتی نسخهای آزمایشی از آن منتشر نشده، نمیبود.
من پیشنهاد میکنم که وبلاگنویسها سازمانی مستقل شبیه به اتحادیه تشکیل داده تا از حقوق واقعی خودشان دفاع کنند تا دیگر سرویسهایی مثل بلاگ بیان، میهن بلاگ، بلاگفا و بلاگیکس، اینگونه نگاه ابزاری به کاربران نداشته باشند و با واکنش هماهنگ جمعی جامعهی وبلاگنویسی روبرو شوند و شاهد این نوع اتفاقات و شبیه به آنچه که در بلاگ بیان با در نظر نگرفتن نظر کاربران و بی توجهی و عدم پاسخگویی و عدم پشتیبانی سرویسها مواجه نشویم و اگر سرویس مناسبی وجود داشت، بتوانیم واقعا حمایتش کنیم و باعث رشد آن شویم. به قول معروف «یک چوب را راحت میشکنند، اما چند چوب کنار هم را به راحتی نمیتوان شکست». برای وبلاگستانی بهتر بایستی دست به دست هم دهیم دوستان من، معجزهای رخ نخواهد داد.
تحلیل | داشتن باور به ایزد یکتا و پرستش معبود 🛐
به یاد دارم که سالها پیش دعایی میخواندم که میگفت «پروردگارا، مرا به حال خودم رها مکن». این روزها و سالهایی که گذشت، ما به شدت تحت تاثیر افکار و تبلیغات دینی زوری یا اجباری قرار گرفتیم و برای مقابله با این اجبار خلاف مسیر حرکت کردیم و این تنها یک واکنش طبیعی بود و متاسفانه این از معضلات حکومت دینی هست که دین از یک موضوع اعتقادی درونی شخصی و فردی تبدیل به یک عامل برای ایجاد قدرت، نفوذ و کنترل تبدیل شده و خاصیت واقعی خودش را از دست داده است.
اعتقاد به وجود ایزد یکتا، سر منشا چیزها، ستایش و ارتباط ذهنی و قلبی با معبود، باعث ایجاد آرامش ذهنی و قلبی در انسان میشود به شکلی که دیگر نگران اتفاقات و تحلیل وقایع بسیاری که در کنترل و توانمان نیست، نخواهیم بود و با معبود راز و نیاز میکنیم و ذهن کنجکاومان را آرام میکنیم. اما نداشتن اعتقاد و نداشتن ارتباط درونی با پروردگار در زندگی، باعث ایجاد استرس و ناهماهنگیهای درونی خاصی در زندگی میشود. دقیقا همان مصداق رها شدن و تنها ماندن. بعضی از ما به واقع با ستایش پروردگار به آرامش و رشد درونی میرسیم و برخی از ما نیز اینگونه نیستیم. اگر در وجودتان احساس رها شدن و تنهایی خاصی احساس میکنید، به نوبه خودتان با خدای خودتان ارتباط برقرار کنید، زندگی رنگ و بوی دیگری میگیرد و زندگی و دنیا دوباره برایتان معنای زیبایی پیدا میکند.
تحلیل | آتشبس آمریکا 🪖
امروز خبر تمدید آتشبس از طرف رئیس جمهور آمریکا منتشر شد. روز قبل صحبت از این میکرد که دیگر تمدید نخواهد شد و دیگر مهربان نخواهم بود و زیرساختهای انرژی ایران را خواهم زد، اما اتفاقی که در عمل افتاد تمدید آتشبس بود. اینطور که معلوم است در آمریکا صدای اتمام جنگ بلند شده و هزینههای ادامهی جنگ برای آمریکا و شرایط زمانی این جنگ باعث شده که هیچ کدام از طرفین جنگ تمایل به ادامه جنگ ندارند و کاملا مشخص است که دنبال یک راهکار حداقلی برای پایان دادن به جنگ هستند. نابودی زیرساختهای انرژی کشور به خودی خود باعث از دست رفتن جان بسیاری از ایرانیان از بیمار و پیر تا کودک و نوزاد خواهد شد و از آن طرف باعث بالا رفتن هزینههای جنگ و متقاعد کردن مردم آمریکا برای قبول این هزینهها خواهد شد، چرا که در آمریکا مردم توانایی اعمال قدرت در تصمیمات کشورشان را دارند. پس با در نظر گرفتن تمام این موضوعات به احتمال زیاد ما شاهد توافقی در آینده نزدیک خواهیم بود.
گزارش تحلیل | فیلم تلماسه 🎥
این هفته فیلمی به اسم تلماسه یا Dune را دیدم. مدتی بود که در برابر تماشای این فیلم مقاومت میکردم و فکر میکردم که تنها به خاطر بازاریابی و تبلیغاتی که برای این فیلم شده، تا این حد مشهور و زبانزد شده اما اشتباه میکردم. تل ماسه یا تپه شنی یا Dune نام مجموعه کتابهای مشهوری هست که بسیاری این داستان را هم تراز با داستان ارباب حلقهها میدانند. داستان بسیار با جزئیات و غنی است و فیلمهایی که از این داستان ساخته شده به واقع تاثیرگذار و خاص هستند.
فیلم تلماسه یک پروژه فیلمسازی پرهزینه با ستارههای بسیار خوبی بود که از دیدنش لذت بردم و جوری حس و حال صحرا و رمزآلودی آن و ترکیب با زمان و مفاهیم عرفانی و مذهبی را در هم آمیخت که در پایان فیلم احساس نمیکنید که زمانتان را هدر دادید. داستان بسیار غنی، تا حدی عمیق و بازیگران و جلوههای ویژه و مخصوصا آهنگسازی بسیار قدرتمندی دارد.
در فیلم از عنوان «لسان الغیب» و اشاره به «مهدی موعود» و مفاهیم عربی برایم بسیار جالب بود و این نکته برایم جالبتر بود که اعراب چه هزینههای درستی برای نشر فرهنگ و جاذبههای سرزمینشان کردند. به شکلی داستان از شنها و صحرا و رمزآلودی آن صحبت میکند که انسان میخواهد آن محیط خشک و خشن اما جذابی که در فیلم به نمایش در آمده را تجربه کرده و لمس کند و در نهایت حسرت و هزار حسرت از نقشی که ایران و فرهنگ ایرانی میتوانست در تمام این سالهای غیبت در جامعه جهانی و نشر فرهنگ خود داشته باشد.
