گات ۲۴ تیر ۱۴۰۵
تابستان در مناطق شرجی نسبت به مناطق خشک تفاوت خاصی دارد. در مناطق خشک مثل اصفهان زمانی که در سایه استراحت میکنید، کمابیش احساس بدی ندارید ولی در مناطق شرجی مثل مازندران در هر نقطهای احساس همدردی با تخم مرغ آب پز میکنید. تنها راه رهایی کولر گازی است که آن هم یا برق نیست یا اگر هم هست، هزینهاش شامل خسارتهای جنگ میشود. زمانی که در زمستان، هوا بسیار سرد بود و حالا در تابستان که بسیار گرم است، به شدت به فکر فرو میروم و خوشحال میشوم. خوشحالم که سرد و گرم دنیا را تجربه میکنم و این گرما و سرما به احساسم نسبت به زندگی معنا میبخشد. یکنواخت نبودن زندگی برایم زیباست. بهتر است بگویم که از یکنواختی برای مدت طولانی بیزارم. احساس مریض بودن یا ناتوانی به من دست میدهد. حس مردابی بی حرکت و خسته کننده میگیرم و دیگر چیزی در این دنیا برایم معنا نخواهد داشت. اینکه با هم بودن چقدر زیباست. اینکه گرما در اوج سرما چه حسی دارد و سرما در اوج گرما چقدر دل انگیز است. نداشتنها، نبودنها و کم بودن چیزها و در عین حال متضاد اینها به زندگی عمق میبخشند. دوست داشتن را میفهمی. اگر دوست داشتن عادی بود و همه یک جور رفتار و برخورد داشتند، دیگر احترام و دوست داشتن و محبت بی معنا بود و فاقد هر گونه ارزشی بود. برای همین هم هست که تجربه خیلی ارزشمند است. انسانهای با تجربه معنای عمیقی از چیزها را میدانند در صورتی که بقیه تنها دستورالعملها را تکرار میکنند.
تحلیل | سرویسهای وبلاگدهی رنگارنگ 🌈
این روزها به لطف پیشرفت سرویسهای هوش مصنوعی و مخصوصا پیشرفت قابل توجه مدلهای زبانی در برنامهنویسی، دیگر ساخت نرمافزارهای پیچیدهی دیروز، به سختی و پیچیدگی گذشته نیست و ابعاد دنیای نرم افزار بسیار بزرگتر خواهد شد. بعضی از مواقع با خود میگویم که چه حیف شد بلاگ بیان به این زودی جا زد. با وجود این پیشرفتها و امکانات به راحتی میشد دوباره بلاگ بیان و نرم افزار قدیمیاش را بازنویسی و ارتقاء داد با هزینههای بسیار کمتر و کیفیت بسیار بیشتر، به واقع که چقدر حیف شد.
اما در سمت دیگر هر چند وقت یک بار میشنویم سرویس وبلاگدهی جدیدی منتشر میشود و این موضوع هم خوب هست و هم چندان خوب نیست. از این منظر خوب است که علاقمندان و افراد با انگیزهای برای ساختن و بهتر کردن وبلاگستان فارسی در تلاش هستند و امیدوارم این تلاشها در نهایت تجمیع شده و منجر به همکاری خوبی شود تا سرویس قدرتمند و قابل اتکایی ساخته شود. اما بد از این منظر که ساختن سرویس وبلاگدهی تنها ارائهی یک نرم افزار دست و پا شکسته نیست. ساختن اعتماد در وبلاگستان فارسی بسیار سخت شده و تقریبا چیز کمی به کل از وبلاگستان فارسی مانده و وقتی سرویسهای رنگارنگ هر چند روز بیایند و بروند و اعتماد کاربران را بیشتر تخریب خواهند کرد و عملا دیگر باید با وبلاگستان فارسی خداحافظی کنیم و دیگر چیزی از آن باقی نخواهد ماند و کسی از نسل آینده میل به نوشتن در وب فارسی یا به صورت کلی اینترنت به زبان فارسی نخواهد داشت.
تحلیل | تخصص دیگر معنای سابق را ندارد 🧠
مسیری که دنیای هوش مصنوعی به ما نشان میدهد به صورت واضح این را میگوید که دیگر داشتن تخصص در زمینهای مثل برنامهنویسی صرف یا حتی در آینده رانندگی یا پزشکی یا حسابداری معنای گذشته را نخواهند داشت. مثلا اگر شما نباشید، یک هوش مصنوعی شاید بسیار بهتر از شما آن کار را انجام بدهد و دلیلی ندارد که یک شرکت یا سازمانی به تخصص شما نیاز پیدا کند. اما همچنان ایده پردازی و دانش عمیق و تجربه ارزشمند خواهد بود و کسانی که توانایی رهبری موضوعی و به کار بردن درست ابزارها و امکانات را برای به نتیجهی مطلوب رساندن موضوعی را دارند، ارزش خاصی پیدا میکنند.
تحلیل | نبود زیرساخت و زمینهی مناسب، مانع پیشرفت 🚂
تا به حال به این فکر کردید چرا همهی کشورهای جهان نمیتوانند کامپیوتر بسازند؟ یا چیپهای هوشمند برای گوشیهای موبایل و یا صنعت خودروسازی با کیفیتی را داشته باشند؟ چون زیرساخت مناسب برای انجام آن کار را ندارند. این زیرساخت ممکن است شامل منابع طبیعی برای ساخت آن محصول باشد، یا افراد و استعدادهایی که آن کار را به بهترین شکل انجام دهند و برنامهریزی و اجرا کنند و یا اقتصاد مناسبی که تقاضا کافی برای تولید ایجاد کند.
قرار نیست هر کشوری به هر قیمتی همه چیز را خودش تولید کند و یا به اصطلاح خودکفا شود. زمانی خودکفایی معنا دارد که هزینهی تولید محصول برای شما به هزینهی تامین و خریدش ارزندهتر یا کم هزینهتر باشد. در زندگی عادی هم این موضوع صادق است. ما قرار نیست هر کاری از دستمان بر بیاید و همه کاره باشیم. ولی اگر تصمیم بر این است که به چیزی برسیم باید زیرساخت لازم برای انجامش را فراهم کنیم. در غیر این صورت محکوم به شکست و تحمل دردهای بسیاری در زندگی هستیم که تمامی هم ندارند.
