گات ۴ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد ایران در حال فروپاشی است اما با تمام این فشارها و مشکلات موجود در کشور، در عجبم که چگونه تا به حال فرو نپاشیده و تبدیل به ونزوئلا و یا کشورهای آفریقایی نشدیم. به جادهها که نگاه میکنم همچنان ماشینهای رنگارنگ از همه مدل و مغازهها پر از کالا و وسایل مختلف برای فروش هستند. در اقتصاد فروپاشیده این صحنهها دیده نمیشوند و شاید فاصلهی چندانی هم تا آن نقطه نداشته باشیم. اما و باز هم اما تحلیل اینکه چگونه و چرا با تمام این اتفاقات و مشکلات و سوء مدیریتها این کشور همچنان سر پا و در حال کشیدن خود است، به نظرم نوعی معجزه یا میتوان گفت بسیار عجیب است. حداقل از محدوده دانش و اطلاعات من خارج است.
فکر نمیکنم که این موضوع تماما به حاکمیت و دولت وابسته است. اگر مردم هم کاری نکنند و چرخه اقتصادی در کشور کار نکند، دولت هم کاری ازش بر نمیآید. ترکیب مردم و شرایط و حاکمیت در کشور ما تبدیل به یک نمونه عجیب از تاب آوری اقتصادی شده است که نمیدانم چه زمانی فرو خواهد پاشید چرا که تا ابد نمیتوان در برابر فشار مقاومت کرد و این طناب باریک بالاخره روزی پاره خواهد شد و شیرازه این داستان نیز از هم خواهد پاشید. امیدم به این است که قبل از این اتفاق، مسیر تغییر کند و عقلانیت جای فقدانش را در کشور ما بگیرد.
گزارش | شاهنامه خوانی 📖
مدتی است که روی به شاهنامه خوانی آوردم. در حقیقت پادکستهای شاهنامه خوانی امیر خادم را گوش میدهم و از گوش دادن به داستانهای کم نظیر این کتاب لذت میبرم. قبلا میتوانستیم این محتوا را دانلود کنیم اما به تازگی تنها میتوان در سایت به آنها گوش داد و لذت برد.
به نظرم این خوانش یکی از جذابترین و داستانیترین خوانشهای شاهنامه است که در هر قسمت به زبان ساده نیز اشعار را برای شما توضیح میدهد و گوینده تسلط بسیار خوبی به شاهنامه دارد و داستان را به یک ماجراجویی بسیار دلچسب برای شما تبدیل خواهد کرد.
در حال حاضر من از دوران پادشاهی فریدون گذشتهام و وارد دوران منوچهر شاه و داستان سام و پسرش زال شدهام. آنقدر که این داستانهای شاهنامه برای من به عنوان یک مخاطب ایرانی شیرین است که حد ندارد و مشتاقانه این مجموعه را ادامه میدهم. مخصوصا دانستن تاریخ ایران و زمان باستان دوران اشکانی و ساسانی کمک بسیار زیادی در تصویر سازی آن دوران و ارتباط دادن این شخصیتها، افکارم و داستانهای آن دوران برایم میکند.
تحلیل | مرد با پولش و زن با زیبای خود شناخته میشوند 🎭️
مفاهیمی مثل عدالت، نظم، ادب، فرهنگ و درون پاک انسانها، معیارهای دسته دوم یا میتوان گفت آرزوها و آرمانهای ما انسانها هستند که در مراحل بعدی زندگی سنجیده میشوند. حقیقت بیشتر به این نزدیک است که شما اگر نان شب نداشته باشید، دیگر کمتر به فرهنگ و ادب و درون پاک خود توجه میکنید. بعضی چیزها بر دیگران مقدم هستند و اگر آنها نباشند، ادامه دیگر معنایی ندارد.
مردها با قدرت مالی و جایگاه اجتماعی خود زندگی میکنند و شناخته میشوند. اگر مردی باشید که جیبش پر نیست، همانند فردی هستید که چیزی برای عرضه ندارد. یک ضرب المثل قدیمی است که میگوید: «فقیر در شهر خود نیز غریبه است». خانمی هم که زیبایی چندانی نداشته باشد هم دچار فقدانی مشابه پول برای مردان میشود.
نمیدانم چرا اما از ۲۰ سال پیش تا کنون ارزشها و سبک زندگی در دنیا و کشور ما تغییرات بسیار محسوسی داشته و از طرفی هم نمیتوانیم در سوگ گذشته، زندگی حال و آینده خود را نابود کنیم. چه بهتر که بدانیم و خودمان را بر اساس شرایط به خوبی تطبیق دهیم.
تحلیل | ما در حالهای از چیزهای نامعلوم زندگی کردیم 😶🌫️
الگوی نامعلوم بودن آینده و مسیرها، الگویی بسیار آشنا در زندگی است. ابتدا که هوشیاری خود را به دست میآوریم و متوجه میشویم که پدر و مادری داریم و حرف زدن را آغاز میکنیم، دوست داریم بزرگ شویم ولی نمیدانیم چه خواهد شد. نمیدانیم که آیا مسیر خاصی دارد و باید چکار کنیم. در انتها ترکیبی از تصمیم خودمان و شرایط محیطی ما را به یک مسیر سوق میدهد که ممکن است کاملا بی راهه و اشتباه باشد.
این الگو در ایران به صورت x2 یا با ضریب ۲ اتفاق میافتد. زمان انتخاب رشته اصلا نمیدانیم وضعیت کشور به چه شکل است. نمیدانیم این رشته ارزش تلاش دارد یا اصلا در آن میتوانیم موفق شویم یا نه. در ازدواج هم به همین شکل. در انتخاب شغل هم به همین شکل. در انتخاب هر چیزی عملا نمیدانیم و پیش میرویم و در آخر هم هر چه خدا بخواهد و میگذریم. راستش زندگی مقولهای خاص و عجیب است. اگر در مسیر درستی نباشید خواهید سوخت و از بازی اخراج میشوید و اگر هم خیلی خوب بازی کنید، پاداش خوبی میگیرید. اما آیا این خوب بازی کردن اتفاقی است؟ اینکه بعضیها بهتر آینده را پیشبینی میکنند یا میدانند که تقریبا به کدام مسیر بروند و چکار کنند.
بعضیها مسیرهای موفق قبلی را تکرار میکنند و بعضیها روشها و فرمولهای موفق را تکرار میکنند. مورد اول به صورت ساده و مستقیم است. فردی مسیر موفق پدر و مادرش را به عنوان مثال در زندگی پیش میرود و موفق میشود ولی مورد دوم اینگونه هست که سبک زندگی و روش فکری و کاری موفق را انجام میدهند و گویا مسیر متفاوتی میروند اما در باطن گویا همگی از یک سری روش موفق پیروی میکنند. کافی است که آنان را بدانیم و انجام داده و به آنها پایبند باشیم، بالاخره مسیر را پیدا خواهیم کرد.
