چگونه میتوانیم بلاگ بیان را نجات دهیم؟
بلاگ بیان طی اطلاعیه اولیهای که منتشر کرد، روز ۱۵ اسفند یعنی جمعهی هفتهی آینده را به عنوان آخرین روز کاری سرویس خود اعلام کرد. اطلاعیه بعد از یک ساعت حذف شد و با یک اطلاعیه جدید با عنوان پشتیبان گیری از اطلاعات وبلاگها جایگزین شد. اگر اطلاعیهی اول را مطالعه میکردید، همان ابتدا و در پاراگراف اول آقای قدیری مدیرعامل دلسوز بلاگ بیان این موضوع را توضیح دادند که «حدود 10 سال است که به درخواست و اصرار برخی کاربران که تحت فشار مالی بودند، حق اشتراک هیچ یک از امکانات اختیاری را افزایش نداده ایم» و در ادامه گفتن که این تصمیم باعث شد که هزینههای سرویس به تدریج از درآمدش پیشی گرفته و از محل درآمدهای شرکت بیان برای نگهداری سرویس هزینه شده.
خب این موضوع نشان میده که دلیل اولیه و بسیار مهمی که بیان شده، فشار مالی موجود مخصوصا با وجود اقتصاد وحشتناک این روزهای کشور و از دست رفتن ارزش ریال هست و این افزایش قیمتها ماهانه و حتی روزانه اتفاق میافتد و در نتیجه این چرخ هر چقدر هم ما به صورت انفرادی سعی بر چرخاندن با زور و زحمتش کنیم، بالاخره خواهد شکست و دیگر کار بلاگ به جایی رسیده که قادر به ادامه نیست.
در پاراگراف دوم، آقای قدیری از هزینههایی که در دولت و حکومت برای ترویج خط و زبان فارسی با عنوان دهها میلیارد تومن، بیان میکنند که نیم نگاهی هم به حمایتهای دولتی داشتند که میسر نشد و به شخصه و با پشتوانه درآمدهای شرکت بیان، سرویس وبلاگ را سرپا نگه داشتند.
در پاراگراف سوم، آقای قدیری در مورد موضوع واگذاری و نگرانی و تعهد دلسوزانه خودشان برای اطمینان از حفظ حقوق کاربران و دفاع مناسب از وبلاگنویسان صحبت کردن که گویا گزینهی مناسبی که این نگرانیها را رفع کنند، پیدا نشده.
در انتها هم آقای قدیری بیان کردن که «اگر در این فاصله کسی از داوطلبان تملک و مدیرت بلاگ بیان و بیان باکس، به صورت اطمینان بخشی خطوط قرمز و شروط ما درباره حفظ امانت کاربران نزد بیان را پذیرفت، ممکن است بلاگ به فعالیت خود ادامه دهد» و این یعنی همچنان فرصتی برای ما وجود دارد تا بلاگ را که سالهاست به عنوان خانه خودمان میشناسیم نجات دهیم.
چگونه بلاگ را نجات دهیم؟
همانطور که مساله را در بالا طرح کردم، مشکل اولیه و اساسی فعلی بلاگ بیان، تامین منابع مالی هست. یعنی ماهانه بلاگ بیان هزینهی نگهداری زیرساخت و شبکه دارد و این عدد مبلغ ناچیزی هم نیست اما بیایید فرض کنیم که بلاگ بیان برای نگهداری ماهانه به صد میلیون تومان هزینه نیاز دارد و با توجه به گستردگی کاربران بلاگ بیان که اگر حداقل ۵ هزار کاربر را در نظر بگیریم و در این ۵ هزار نفر، ۵۰ نفر حاضر باشند که برای چند ماه، تنها ماهی ۱ میلیون تومان حمایت مالی کنند. تا اینجای کار ما نیمی از هزینههای ماهانه را تامین کردیم. تعدادی هم حاضر باشند ماهی ۵۰۰ تا ۱۰۰ هزار تومان حمایت کنند و این مقدار در مجموع به ۷۰ میلیون تومان برسد.
در مرحله دوم خرید امکانات اختیاری فعال و قیمتها به روزرسانی شود و کسانی که دامنه شخصی داشتند، از امکانات جاواسکریپت و بیان باکس استفاده میکردند، حق اشتراک خود را تمدید کنند، دست کم تا ۳۰ میلیون تومان دیگر هم تامین خواهد شد.
تمامی این محاسبات با نگاه حداقلی به موضوع در نظر گرفته شده چرا که تعداد کاربران بلاگ بیان به مراتب بیشتر از این و دوستانی که آمادگی برای حمایت از سرویسی که سالهاست خانهی خود میدانند بسیار بیشتر از این اعداد هست. پس برای زنده ماندن این سرویس از لحاظ مالی ما میتوانیم این کار را انجام دهیم.
چرا بلاگ بیان با روند کنونی قادر به ادامه نیست؟
بیان به دلیل نگاه غیر کسب و کاری به سرویس بلاگ و عدم ایجاد منابع مالی قابل اتکا در کسب و کار و عدم ایجاد بستر مناسبی برای توسعهی سرویس و واکنش مناسب و به موقع نسبت به شرایط و بحرانهای به وجود آمده در این سالها، به صورت تدریجی به این نقطه رسیده است. بلاگ به دلیل وابستگی بالا به شرکت بیان و عدم استقلال در مدیریت و برنامهریزی کسب و کاری، از تمرکز آقای قدیری خارج شده و عملا روز به روز به نقطهی پایان نزدیکتر شده و ما باید مشکلات موجود را خوب بشناسیم تا بتوانیم از بحران موجود عبور کنیم.
بلاگ بیان را به کاربرانش بسپارید
اگر به یاد داشته باشید، بلاگفا که به مشکل برخورد، مدیریت بلاگفا، سرویس را به شکل قبل ادامه داد و همچنان بلاگفا یک سرویس مرده محسوب میشود و هیچ پیشرفت و توسعهای ندارد. میهن بلاگ هم مدتی قصد فروش و واگذاری داشت و بعد از مدتی تعطیل شد و به نتیجهای نرسید. همینطور اگر به یاد داشته باشید شبکهی اجتماعی «کلوب - cloob» را نیز گروه صبا ایده بعد از پایان کار واگذار کرد و شکست خورد.
ایدهی واگذاری هم حساب خودش را پس داده و ما میدانیم که بعد از مدتی به نتیجه نخواهد رسید، چرا که افراد بعدی به ندرت به اندازهی بنیانگذاران و کاربران، دلسوز یک سرویس هستند و عموما نمیتوانند بهتر از آنها باشند. پس ما یک راه داریم و آن هم واگذاری سرویس به کاربران هست.
اما مسالهای که وجود دارد این است که تمام کاربران عموما توانایی مدیریت درست و تجربه کافی برای نگهداری و توسعهی سرویسی مثل بلاگ را ندارند، به همین دلیل بهترین گزینه ایجاد تشکل یا گروهی از متخصصان و افراد مناسب در دل کاربران و به نمایندگی از کاربران برای کار مدیریت و نگهداری و توسعهی سرویس بیان هست که این کار را دلسوزانه و با طرح و برنامهای شفاف برای آیندهی این سرویس انجام دهند و به صورت دورهای و با انتخاب اکثریت کاربران این کار انجام شدنی خواهد بود.
حالا ما چه کار کنیم؟
اگر بلاگ را خانه خود میدانید، اگر حاضرید برای خانهی خودتان، برای محیطی که سالها در آن خاطره دارید، کاری بکنید، باید برای نجاتش همین حالا اقدام کنیم وگرنه خیلی دیر میشود. اگر به آقای قدیری دسترسی دارید، با اون صحبت کنید و تماس بگیرید و از اون بخواهید که با کاربران همفکری کرده و جلسهای برگزار کند تا بتوانیم مکانیزمی مناسب برای سپردن بلاگ بیان به کاربران را طرح ریزی کنیم.
اگر به ایشان دسترسی ندارید، با پستی وبلاگی با عنوان پویش «بلاگ بیان لطفا به حرف ما گوش بده ما حمایتت میکنیم» منتشر کنید و از دوستان خودتان بخواهید که در این پویش شرکت کنند تا بتوانیم به کمک هم، ما جامعه وبلاگنویسان، خانهی خودمان را نجات دهیم. در پست خود از اعلام حمایت مالی، خرید اشتراک و اعلام حمایت از طریق فعالیتهای منابع انسانی، مثلا اگر برنامه نویس هستید، اگر تخصص حقوقی دارید برای دفاع از حقوق کاربران، اگر تخصص بانکی و مالی دارید برای مدیریت مالی کسب و کار و هر روشی که میتوانید برای کمک به حفظ بلاگ، بیان کنید.
اگر بتوانیم صدایمان را به آقای قدیری برسانیم و به ایشان اطمینان دهیم که خود کاربران بلاگ توانایی اداره و ایجاد مکانیزم مناسب برای ادامه حیات سرویس را دارند و نیازی به حذف یا واگذاری آن ندارند، اطمینان دارم که آقای قدیری به اندازهای دلسوز این سرویس و کاربرانش است که این کار را خواهد کرد و ما میتوانیم نه تنها بلاگ بیان را نجات دهیم، بلکه سرویس را دوباره به دوران اوج و بهتر از آن برسانیم و این کار تنها از طریق دست به دست هم دادن ما میسر خواهد شد، لطفا این چند روز باقیمانده را از دست ندهید، چرا که ممکن است برای همیشه حسرت این چند روز را بخوریم.
