برک ۵ اسفند - چرا داستان خواندن را دوست داریم؟
من کتابهای فنی و مرتبط با رشتهی خودم رو بیشتر میخونم و سعی میکنم در کتابها دنبال راهکار و آموزش چیزی بگردم اما هستند کتابهایی که داستانی و رمان باشن و از خوندنشون لذت ببرم. وقتی کتابهای فنی رو میخونم اواسط کتاب دیگه به یک جور خستگی میرسم یعنی از یک جایی به بعد که مفاهیم پایهای رو که یاد میگیرین، بقیه میشن مباحث پیشرفته و اگر تازه وارد اون حوزه شده باشم یا ادامه نمیدم یا بعد از انجام پروژه و اجرای اون مبحث وارد ادامه کتاب میشم اما در کتابهای داستانی اوضاع به هیچ وجه به این شکل نیست.
بداهه برک چیست؟کتابهای داستانی خوب شما رو تا لحظهی آخر میخکوب خودشون میکنن. از کتابهای جنایی مثل سرو غمگین گرفته تا رمانهای بلند مثل مجموعه ارباب حلقهها و سیلماریلیون، من رو تا به انتها میخکوب و مجذوب خودشون کردن. اصلا انگار نمیخواستم کتاب رو رها کنم تا بدونم در انتها چه اتفاقی میوفته. این قضیه در سریالها و فیلمها هم نمود پیدا کرده و ما نمیخوایم تا انتهای اون سریال یا انیمه دست از دیدن بکشیم. اما این سوال توی ذهن من شکل گرفته که:
چرا داستان انقدر جذابه؟ 🎁
من فکر میکنم داستانهای خوب یک سری ویژگیهای خاص دارن که آدم رو میخکوب خودشون میکنن، مدتها پیش یک مقالهای میخوندم در مورد اثر زایگارنیک که میگه ما موضوعات ناتمام رو بیشتر به خاطر میسپاریم. وقتی وارد دنیای جدید داستان و مسائل اون میشیم ذهن ما دوست داره که اون مساله رو حل کنه و ناتمام بازش نذاره. برای همین هم همینطور دنبال این هستیم که ببینیم قراره چی بشه؟ مرحله بعد چی میشه؟ اگر اینطور بشه و اگر اونطور نشه و همینطور ذهن درگیره. اصلا یک جورهایی داستانها، نرمافزار ذهن ما هستن. انگار از منابع ذهن استفاده میکنن و کاری رو پیش میبرن. ذهن ما درگیر حل و دنبال کردن اون موضوع و داستان میشه و از زمان و پردازش ذهنمون برای دنبال کردنش هزینه میکنیم. بعضی از مواقع هم برای فرار از دنیایی که درونش هستیم به این داستانها و رمانها پناه میبریم. انقدر که این زندگی خستهکننده و ناراحت کننده یا عادی و بی رمق شده که دنیای جذاب داستانها برامون حس بهتری رو در زندگی به ارمغان میارن.
💡 حالا به نظر شما چرا ما انقدر جذب داستانها میشیم؟ و داستانهای خوبی که خوندین رو معرفی کنین تا سر فرصت از خوندنشون لذت ببریم. 🥰