با نگاه و رفتار بقیه، خودت رو تغییر نده
ذهن ما عاشق تحلیل کردنه. دنبال حسرتهای گذشته و نگرانی برای آینده هستیم و شاید بدتر از اینها به دنبال تایید دیگران هستیم. میخوایم دیده بشیم یا محبوب باشیم یا از طرف دیگران تایید بشیم. از پوشش و لباسمون تا نوع رفتار و حرف زدنمون. یک جورهایی در قید و بند هنجارهای فکری خود ساخته یا تحت تاثیر افکار آدمهای محیطمون قرار میگیریم. مثلا یادمه چندین سال پیش که ما کت و شلوار میپوشیدیم، میگفتن که نباید در کنارش کتونی بپوشیم و اینها با هم هماهنگ نیستن و من یک بار پوشیدم و بچههای هم سن و سالم و حتی بزرگترها، منو مسخره کردن که این نمیدونه که مثلا نباید با کت و شلوار کتونی پوشید، اما چند سال بعدش اصلا یک جورهایی مد شد که در کنار کت و شلوار کتونی هم میپوشن و خیلی میتونه جذاب باشه.
یک سری باورهای عمومی و افکار آدمهای محیط که فکر میکنن فکرشون درسته، باعث میشه ما اونطوری که میخوایم زندگی نکنیم و در هراس و نگرانی از این باشیم که نکنه داریم اشتباه میکنیم یا از نگاه بقیه بیوفتیم، در صورتی که نگاه و نظر آدمهای اطراف ما چه بسا مدتی بعد، به کل عوض بشه.
اشخاص قابل احترامن اما نظرشون قابل احترام نیست 💡
نظر ما آدمها یا درسته یا نادرسته اما به خاطر داشتن نظری نمیتونیم به افراد بی احترامی کنیم و بهشون آسیب بزنیم. به عنوان مثال یک زمانهای آدمها به نظرشون خدایان در مجسمهها و بتها وجود داشتند اما این نظر بعدها به کلی نقض شد و نادرست شد و صرف اینکه فرد خاصی یک نظری داده، نظرش رو نباید کاملا درست و حقیقت بدونیم چرا که نظرها قابل احترام نیستن، بلکه ممکنه درست باشن یا نادرست باشن.
به عنوان مثال شما دختری هستین که در حال پیاده روی هستین و یک هندزفری با ANC قدرتمند در گوشتان هست و به شدت از موسیقی لذت میبرین و به ناگاه یکی از اقوام از کنار شما میگذره و سلام میکنه و شما در اون لحظه حواستان کاملا جمع موسیقی هست متوجه کلام اون فرد نمیشین اما اون فرد از شما ناراحت شده و به نظرش، شما یک دختر بیتربیت و بی ادب هستین و به اون فرد حالا از لحاظ سنی بزرگتر، بی احترامی کردین، در صورتی که کاملا این یک نظر اشتباه هست و شما قصد چنین کاری رو نداشتین، پس نظر اون فرد ارزش توجه نداره و شما نباید زندگیتون رو تحت تاثیر نظر افرادی قرار بدین که افکار اشتباهی دارن و خلاف واقعیت فکر میکنن.
میخوایم خودمون رو کامل و خفن نشون بدیم 💪
مشکل اصلی وقتی شروع میشه که ما خودمون رو در نقش فردی کامل و بدون اشتباه قرار میدیم که بقیه رو تحت تاثیر قرار بدیم و خودمون رو در جامعه بزرگ نشون بدیم. اینجاست که نظر بقیه برامون خیلی مهم میشه. سعی میکنیم خودمون نباشیم و چک کنیم که بقیه در مورد راه رفتن ما، لباس ما، حرف زدن ما چی میگن و در مورد شخصیت ما چی فکر میکنن. یک جورهایی خودمون رو در ازای جایگاه اجتماعی معامله میکنیم. بعد از سالها که به خودمون میایم میبینیم که به خونه و زندگی و رفاه نسبی رسیدیم اما دیگه خودمون رو نمیشناسیم و تبدیل به بازیچهی نگاه و نظر جامعه شدیم.
نتیجهگیری 🌱
اونطور که میخوایم باشیم و طوری باشیم که دیگران رو آزار ندیم و تحت تاثیر نظر و نگاه بقیه قرار نگیریم. همیشه این رو به یاد داشته باشیم که «این زندگی ما هست، این بدن ما هست، این خانه و لباس ما هست و این وجود ما هست و باید از خودمون و زندگی که داریم محافظت کنیم و به دیگران اجازه ندیم که این حق مالکیت و زندگی ما رو از خودمون بگیرن».
