postina logo پستینا | وبلاگخوان فارسی

چطور ما با الگوها زندگی می‌کنیم؟

ما با الگوها زندگی کردن را یاد می‌گیریم و با الگوها به زندگی ادامه میدیم. اولین الگوی ما پدر و مادر و خانواده‌ی ما هستن. وقتی که به دنیا میایم و چشمانمان را باز می‌کنیم، به دنبال الگوها می‌گردیم که آن‌ها را تکرار کنیم. مثلا خانواده تکرار می‌کنند که بگو بابا، بگو مامان و ما قبول می‌کنیم و میگیم «بابا» و یا «مامان». راه رفتن را با استفاده از این الگوها یاد میگیریم. سخن گفتن را با استفاده از این الگوها که در محیطمان پیدا می‌کنیم، یاد میگیریم. اما در ادامه و برای بهتر شدن، الگوهای بهتری را انتخاب می‌کنیم. مثلا اولین بار که فوتبال بازی می‌کنیم، از پسر همسایه‌ی خودمون یاد میگیریم که چطور توپ را شوت کنیم و چطور گل بزنیم و پاس بدهیم، اما در مرحله بعد الگو‌ی ما فردی بزرگ در آن مسیر خواهد بود. مثلا بیشتر پسرهای فوتبالیست، کریستیانو رونالدو را الگوی فوتبالی و ورزشی خودشان می‌دانند.

ما در هر مرحله از زندگی دنبال الگو هستیم 🧒

پسرها در کودکی معمولا پدر خودشان را الگو می‌دانند. کارهای پدر، عادت‌های پدر، افکار و واکنش‌های پدر را تقلید می‌کنند. بعد از مدتی که به سن جوانی می‌رسیم، دیگر پدر الگو نخواهد ماند چرا که الگوهای بهتری را پیدا می‌کنیم. مثلا همانطور که بالاتر اشاره کردم، برای فوتبال، کریستیانو رونالدو را الگو می‌گیریم. یادم هست حتی برای ضربات ایستگاهی فوتبال الگوهای متفاوتی مثل دیوید بکهام، رونالدینهو و کریستیانو رونالدو وجود داشت که هر کسی بر حسب سلیقه، یک کدام را الگو می‌گرفت.
زمان کنکور، یک رتبه‌ی برتر رشته‌ی خودمان یا فردی موفق را الگو می‌گیریم و سعی می‌کنیم کارهای او را تقلید کنیم. در کسب و کار سعی می‌کنیم یک سرمایه دار یا فرد موفق در شاخه‌ی کاری خودمان را الگو بگیریم و آن الگوها را تقلید کنیم.
حتی در دین سعی می‌کنیم یک امام یا یک پیامبر یا یک مرجع تقلید را الگو بگیریم و از آنها تقلید کنیم و هر کسی در هر دینی الگوی خاص و مورد پسند خودش را انتخاب می‌کند.

چرا ما به دنبال الگو هستیم؟ ❓️

ما نمی‌دانیم چه باید بکنیم یا شاید دقیقتر اینکه «ما نمی‌دانیم که چه می‌خواهیم». همانند یک لوح یا دیسک خام که روی آن نوشته می‌شود و حالا به یک شخصیت یا یک محتوای منحصر به فرد‌، تبدیل خواهیم شد با این تفاوت که حق انتخاب هم در ادامه زندگی پیدا خواهیم کرد. کودک در ابتدا که به دنیا می‌آید نمی‌داند که چه کار باید بکند. تنها می‌داند که باید به دنیال چیزی برای تقلید و به الگو گرفتن بگردد و ما در هر مرحله‌ی از زندگی به دنبال الگوها تا به پایان می‌گردیم. در ابتدای تحصیل، چه مدرسه و چه دانشگاه، در ابتدای کسب و کار و شغلمان، در ابتدای یک فعالیت ورزشی، در ابتدای وبلاگنویسی.
جالب اینجاست که بدانید، کسانی که کمتر به دنبال پیدا کردن الگوها هستند، عموما در پیشرفت و از حرکت عمومی باز می‌مانند یا به اصطلاح «عقب مانده» خواهند شد، البته به جز افرادی که فراتر از الگوها هستن (افرادی مثل تسلا) و خود در آن زمینه‌ی مشخص الگو می‌شوند، این قانون نانوشته‌ی عمومی وجود دارد.

الگوی یک سیستم، رهبر و رئیس آن سیستم است 🔶

عموم افراد حاضر در یک سیستم مثل یک شرکت، رئیس شرکت یا رهبر تیم خود را الگوی کاری و حتی رفتاری خودشان قرار می‌دهند. یعنی وقتی شما در یک شرکت استخدام می‌شوید، به قوانین و نوع رفتار رئیس یا رهبر تیم خودتان دقت می‌کنید که بدانید باید چطور کار کنید و چطور رفتار کنید. در نتیجه خروجی هر سیستمی رابطه‌ی مستقیم و مهمی با رهبر هر سیستم دارد. حال این سیستم شرکت باشد، دولت باشد، حکومت باشد، تیم باشد یا هر گروهی که ساختار سلسله مراتبی دارد.

نتیجه گیری 💡

انتخاب الگوی مناسب و درست یکی از مهمترین تصمیمات زندگی هر کدام از ما هست. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در پس زمینه‌ی افکار خودمان به یک الگویی فکر می‌کنیم. وقتی چای می‌خوریم به یاد چیزی، صحنه‌ای یا خاطره و فردی ممکن است بیافتیم یا حتی در نوع قدم برداشتنمان که چطور راه می‌رویم و چطور لباس می‌پوشیم. پس هر بار در قسمتی از زندگی به موفقیت نرسیدید، حال در مقیاس فردی یا اگر تیمی دارید، شرکتی دارید، یا جنبشی دارید و به نتیجه نرسیده‌اید، به الگویی که از آن پیروی می‌کنید، بیشتر دقت کنید، چرا که بیشتر مواقع، راه حل در همان نقطه خوابیده هست.

برچسب‌ها
چت درباره من تماس آرشیو جعبه ابزارها آسمانی ساز گروه تلگرام موزیک‌ها برنامه وبلاگ TinyMCE کانال یوتیوب کانال آپارات