حس خیارشور بودن میکنم. انگار که در یک قوطی در بسته محبوس شده باشم و منتظر روزی باید باشم که فرد یا افراد دیگری در قوطی را باز کنند و از من استفاده کنند و تمام. در این اوضاع نه میشود کار چندانی کرد و نه میشود امید چندانی به فردا داشت، انگار که همه چیز متوقف شده باشد و دکمهی توقف سریال زندگی را ز ...
همیشه از خانواده و اطرافیان و دوستان دیدم و شنیدم که میگن «فلانی رو ببین !!!» ببین فلانی به کجا رسیده؟ ببین فلانی چقدر درسش از تو بهتره؟ چقدر خوب کار میکنه؟ یا فلانی چقدر آدم خوبیه؟ انقدر از این مثالها هست که تمومی ندارن. همیشه سعی میکنن ما رو توی یک رقابت قرار بدن تا مثلا تشویق بشیم که حرکت کنی ...